|
خلیج
من همیشه فارس است
چه می
دیدم. یک ایرانی ، آنهم دوست من اینگونه بخواهد با استدلال ثابت کند که
خلیج ما فارس هست اما عرب هم هست! شاید من بد فهمیدم که ممکن است اینطور
باشد اما در خواب هم تصور نمی کردم که تو بیایی و بخواهی حقانیت حرف های
این موسسه را اثبات کنی. فقط متاسفم که وقتی گفتی امروز امارات و دوبی را
بیشتر از ما قبول دارند. چون آنها توریست بیشتر دارند خلیج فارس باید عرب
هم باشد ؟! پاسخ من هم واضح بود ، به درک! که قبول دارند. قبولی دنیا یعنی
خلیج فارس من داخل پرانتز عرب بشود ، جزایری که در تمام تاریخ ایرانی بوده
حالا مال اعراب باشد و اشغال شده توسط ما یا به قول تو آنها مدعی باشند!
وای ، تحملش هم سخت است که بخواهم اثبات کنم آنها هم حق دارم. کیش را قیس
خواندند آنهم با چه بهانه ای ، چون چند عرب آن را قیس می خوانند پس اگر این
طور است چرا شط العرب را که ما اروند می گوییم آنها در پرانتز نمی گذارند؟!
رفیق ! واقعا باور کنم ؟!
ما در این دنیا هستیم که هستیم چه ارتباطی دارد! به خاطر بودن در این دنیای
مدرن باید هویت خود را با عرب ها به اشتراک بگذاریم؟! چرا ژاپن و کره را
مثال می زنی؟! چون برای آنها مهم نیست برای ما هم مهم نباشد؟! من به راحتی
می توانم ثابت کنم تمام خاک اطراف خلیج فارس به جز بخشی از جنوب آن که خشک
و بی آب و علف است همیشه ایرانی بوده و احدی حق ندارد مدعی آن باشد. هر وقت
از ایران جدا شد بروند و مدعی شوند که خدا آن روز را نیاورد. هرچند که
نیازی به اثبات نخواهد داشت اما این کار را خواهم کرد.
آقای رفیق ! من کاری به استدلال ها ندارم برای من یک چیز بیشتر عقلانیت
ندارد. اینجا ایران است و ما آنچه را از نیاکانمان فراگرفته ایم را ایرانی
می دانیم این خلیج همیشه فارس است ابو موسی و تنب بزرگ و کوچک همیشه برای
ما هستند. کیش هم همیشه کیش است لاوان هم همیشه لاوان حتی اگر همه دنیا
بگویند نیست من می گویم هست چون تنها چیزی که به آن تعصب دارم خاک وطنم
است. می خواهد احمقانه باشد یا نباشد. شما بگویید من خر هستم احمق هستم
لمپن هستم ادای روشنفکر ها را در می آورم ، برایم مهم نیست. برای من ایرانی
بودنم مهم است. اصلا نمی توانم به خودم بقبولانم معادلات جهانی بتواند ...
آهای رفیق ، امروز گریه کردم. امروز فهمیدم که بر سر خاکم حتی با تو هم نمی
توانم معامله کنم. وقتی می خواستی برای من با استدلال عقلانی ثابت کنی که
آنها هم حق دارند چنان بغضی گلویم را گرفت که توان کنترلش را نداشتم. دلم
گرفت ...
|